Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : معطل ماندن

تلفظ بین المللی : /moʔˈattal mˈɑndan/ تلفظ :‌ [mo?'attal m'Andan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • معطل
  • معطل شدن
  • معطل کردن
  • معطل گذاشتن
  • قنات معطل اباد نایین
  • ساعت معدل
  • علی معدل
  • گیاه معطر
  • مبطل
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

معطل ماندن. [ م ُ ع َطْ طَ دَ ] ( مص مرکب ) مهمل ماندن. به حال خود رها شدن. متروک ماندن. ضایع ماندن. عاطل ماندن : بلاد خراسان مهمل و معطل می ماند و اهل بدعت مجال فساد می یافتند. ( سلجوقنامه ظهیری ص 17 ). آب آوردن به آن موضع و آغاز عمارت که بعد از استیلای... کفار... خراب و معطل مانده بود. ( تاریخ سیستان ). || متحیر شدن. سرگردان شدن. بلاتکلیف ماندن. || بیکار ماندن.

فرهنگ فارسی

(مصدر ) ۱- متروک ماندن خالی گذاشتن . ۲ - متروک شدن خالی شدن .

مترادف و متضاد

۱. سرگردان ماندن، بلاتکیف شدن
۲. منتظر ماندن، منتظر شدن
۳. تعطیل شدن، متوقف شدن
۴. بیاستفاده ماندن، بیمصرف ماندن
۵. عاطلماندن، بیکار ماندن
۶. خالی شدن، متروک شدن
۷. خالی گذاشتن، متروک ماندن


کلمات مرتبط

  • معطل
  • معطل شدن
  • معطل کردن
  • معطل گذاشتن
  • قنات معطل اباد نایین
  • ساعت معدل
  • علی معدل
  • گیاه معطر
  • مبطل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات