مطیع. [ م ُ ] (اِخ ) ابن ایاس کنانی . از شعرایی است که عهد اموی و عباسی را دریافته است . شاعری ظریف گوی ملیح و متهم به زندقه بود. منشاء وی کوفه و پدرش از فلسطین بود. از عباسیان کناره گرفت و به جعفربن منصور روی آورد و تا پایان عمر هم باوی بود. با حماد عجرد شاعر دوستی داشت . وی به سال 166 هَ .ق . درگذشته است . (از اعلام زرکلی ج 3 ص 1049)....
المطیع الله فضل بن جعفر بیست و سومین خلیفهبنی عباس.دوران خلافت از۳۳۴ تا ۳۶۳هق اطاعت کننده، فرمانبردار ( اسم ) فرمانبردار اطاعت کننده : برادران ... نمودند که ما فرمان سلطان را مطیع و منقادیم . جمع : مطیعین . از شعرایی است که عهد اموی و عباسی را در یاقته است .
دانشنامه عمومی
مطیع ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره نماید:مطیع به معنای فرمانبردارمطیع (شاعر)، شاعر ایرانی سده سیزدهممحمد مطیع، بازیگر ایرانیعبدالله بن مطیعمسجد مطیع، از بناهای عصر صفویهمحمد حجازی لقب محمد حجازی، نویسنده و مترجم ایرانیwiki: مستکفی با او به خلافت بیعت شد و او به سال ۹۴۶ میلادی/۳۳۴ هجری به عنوان خلیفه در جهان اسلام برگزیده شد. او در مدت خلافت با بوییان درگیر بود که قصد ورود به بغداد را داشتند. ...
subordinate (صفت)فرعی، تابع، وابسته، مادون، فرمانبردار، مطیع، مرئوسsubject (صفت)مادون، مطیع، مشمول، در خطر، تحت تسلطconformable (صفت)قابل توافق، مطیع، منطبق شدنیdocile (صفت)رام، رام شدنی، سر براه، مطیع، سربزیر، تعلیم بردارobedient (صفت)رام، رام شدنی، سر براه، خاضع، ...
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] شخص عمل کننده به تکلیفِ مستفاد از ادلّه و مطابق با واقع را مطیع می گویند.مطیع، در برابر عاصی است و به مکلفی گفته می شود که از راه قطع و یا حجت معتبر ، تکلیف را احراز نموده و در مقام امتثال، به موافقت با آن اقدام می کند و در واقع نیز، وظیفه او، همان باشد ( مصادف با واقع گردد )، برای مثال، شخص مکلف، احراز کرد که نماز بر او واجب است و همان را امتثال کرد و در واقع نیز، نماز واجب بوده است، ب...