کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مطیع-کردن | کلماتور
معانی کلمه : مطیع کردن
تلفظ بین المللی :
/mˈotiʔ kˈardan/
تلفظ :
[m'oti? k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
از پا دراوردن و مطیع کردن
زیر دست یا مطیع کردن
تبدیل به مایع کردن
در مایع فرو کردن
مایع کردن
مطلع کردن
مطیع
مطیع سازی
مطیع شدن
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
فرمانبردار کردن، منقاد کردن
reduce (فعل)خرد کردن، کاستن، خرد ساختن، کم کردن، تقلیل دادن، تنزل دادن، مطیع کردن، ساده کردن، استحاله کردنsubject (فعل)تحت کنترل دراوردن، در معرض گذاشتن، مطیع کردن، در معرض بودن یا قراردادنsubjugate (فعل)منکوب کردن، تسلیم کردن، مطیع کردن، تحت انقیاد در اوردنharness (فعل)تهیه کردن، تحت کنترل دراوردن، مهار کردن، افسار زدن، مطیع کردنsubdue (فعل)رام کردن، تسلیم کردن،...
واژه نامه بختیاریکا
پِل ور تُهم کِردِن
کلمات مرتبط
از پا دراوردن و مطیع کردن
زیر دست یا مطیع کردن
تبدیل به مایع کردن
در مایع فرو کردن
مایع کردن
مطلع کردن
مطیع
مطیع سازی
مطیع شدن
نظرات