معانی کلمه : مطرا
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
تر و تازه، آب دار.
فرهنگ معین
(مُ طَ رّ ) [ ع . ] (اِمف . ) ۱ - تازه کرده شده . ۲ - نم دار، آب دار.
فرهنگ فارسی
تروتازه و آبدار
۱ - ( اسم ) تازه کرده شده . ۲ - نم دار کرده.۳ - مصفی . ۴ - ( صفت ) تازه و تر .
۱ - ( اسم ) تازه کرده شده . ۲ - نم دار کرده.۳ - مصفی . ۴ - ( صفت ) تازه و تر .
