کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مطراق | کلماتور
معانی کلمه : مطراق
تلفظ بین المللی :
/matrˈɑq1/
تلفظ :
[matR'Aq1]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
مطراقچی
ذو مطرقه
رادار مراقبت تقرب
رادار مراقبت رزمی
زو مراقه
سامانۀ مراقبت
طیلسان مطرا
فرماندهی و نظارت و ارتباطات و رایانه و اطلاعات و مراقبت و شناسایی
مدیریت اجرایی مراقبت سلامت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مطراق. [ م ِ ] ( ع اِ ) مطراق الشی ٔ؛ پیرو و مانند و نظیر چیزی ، یقال هذا مطراق هذا؛ ای تلوه و نظیره. ج ، مطاریق. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از محیطالمحیط ). || پتک و چکش و مطرقه. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مطرقه شود.
فرهنگ فارسی
مطراق الشئ پیرو و مانند و نظیر چیزی
کلمات مرتبط
مطراقچی
ذو مطرقه
رادار مراقبت تقرب
رادار مراقبت رزمی
زو مراقه
سامانۀ مراقبت
طیلسان مطرا
فرماندهی و نظارت و ارتباطات و رایانه و اطلاعات و مراقبت و شناسایی
مدیریت اجرایی مراقبت سلامت
نظرات