Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مطبخی

تلفظ بین المللی : /matbˈaxi/ تلفظ :‌ [matb'axi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • دده مطبخی
  • کدو مطبخ
  • مطبخ
  • مطبخ سالار
  • سر مدبخی
  • مطخیثا
  • شرقی مآبی
  • طبخی
  • مبایع
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مطبخی. [ م َ ب َ ] ( ص نسبی ) منسوب به مطبخ. آنچه مربوط به آشپزخانه باشد. || باورچی. ( غیاث ). آنکه طعام پزد. ( آنندراج ). این انتساب طباخی است و عمل آن را افاده می کند. ( از الانساب سمعانی ). طباخ. خوالیگر. آشپز. خوراک پز. دیگ پز. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). منسوب به مطبخ. آشپز و باورچی و طباخ و پزنده طعام و مباشر مطبخ و سررشته دار و محرر مطبخ. ( ناظم الاطباء ) : سه مطبخی و هزار دینار و بیست ه...

فرهنگ عمید

۱. آشپز.
۲. آن که در آشپزخانه کار می کند.

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به مطبخ : ۱ - آنچه مربوط به مطبخ باشد : حوایج مطبخی . ۲ - کسی که در آشپزخانه کار کند آشپز : دستت چو نمیرسد به بی بی دریاب کنیز مطبخی را . ( امثال و حکم دهخدا )

کلمات مرتبط

  • دده مطبخی
  • کدو مطبخ
  • مطبخ
  • مطبخ سالار
  • سر مدبخی
  • مطخیثا
  • شرقی مآبی
  • طبخی
  • مبایع
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات