معانی کلمه : مصمم
لغت نامه دهخدا
مصمم . [ م ُ ص َم ْ م ِ ] (ع ص ) تصمیم گیرنده . رجوع به مصمَّم شود .
فرهنگ عمید
۱. آن که تصمیم به کاری گرفته است و دارای عزم و اراده می باشد.
۲. [قدیمی] ثابت و استوار.
۳. [قدیمی] شمشیر درگذرنده از استخوان.
۲. [قدیمی] ثابت و استوار.
۳. [قدیمی] شمشیر درگذرنده از استخوان.
فرهنگ معین
(مُ صَ مَّ ) [ ع . ] ۱ - (اِ. ص . ) با عزم و اراده . ۲ - (اِفا. ) آن که تصمیم به کاری گرفته .
فرهنگ فارسی
دارای عزم واراده، کسی که تصمیم بکاری گرفته باشد
۱- ( اسم ) آنکه تصمیم بکاری گرفته : ... اگر این رغبت صادق است و عزیمت در امضای آن مصمم آنچه میسر گردد از نصیحت بجای آورده شود .
۱- ( اسم ) آنکه تصمیم بکاری گرفته : ... اگر این رغبت صادق است و عزیمت در امضای آن مصمم آنچه میسر گردد از نصیحت بجای آورده شود .
دانشنامه عمومی
با عزم و اراده - آن کسی که تصمیم به کاری گرفته
مترادف و متضاد
باعزم، پراستقامت، قاطع ≠ مردد
