Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مصد

تلفظ بین المللی : /mˈasd/ تلفظ :‌ [m'asd]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ذو مصدق
  • عبارت مصداقی
  • مصداق
  • مصدح
  • مصدر
  • مصدری
  • مصدع
  • مصدغ
  • مصدق
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مصد. [ م َ ص َ ] (ع مص ) سخت گردیدن سرما. || سخت گردیدن گرما. (ناظم الاطباء).

مصد. [ م َ ص َ / م َ ] (ع اِ) پشته ٔ بلند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ج ، مصدان . (ناظم الاطباء). || سختی سرما. || سختی گرما. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).

مصد. [ م َ ] (ع مص ) شیر داد...

فرهنگ فارسی

سخت گردیدن سرما

کلمات مرتبط

  • ذو مصدق
  • عبارت مصداقی
  • مصداق
  • مصدح
  • مصدر
  • مصدری
  • مصدع
  • مصدغ
  • مصدق
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات