Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مسکته

تلفظ بین المللی : /maskˈateː/ تلفظ :‌ [mask'ate:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مسته
  • مسته مرد
  • مستهام
  • مستهان
  • مستهتر
  • مستهجن
  • مستهزی
  • مستهل
  • مستهلک
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مسکتة. [ م ُ ک ِ ت َ ] (ع ص ) تأنیث مسکت . خاموش کننده .

( مسکتة ) مسکتة. [ م ُ ک ِ ت َ ] ( ع ص ) تأنیث مسکت. خاموش کننده.مسکته. [ م ُ ک ِ ت َ] ( ع ص ) که سبب خاموشی و بروز حالت استماع گردد. که شنونده را مفحم و خاموش کند ( هاء آخر کلمه برای مبالغه است ) : حکایات و نوادر مسکته و مضحکه بسیار یاد گیر. ( قابوسنامه چ یوسفی ص 192 ). اگر مستمعمسکته خواهد آن گوی...

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- مونث مسکت.۲- سخنی که شنونده را مفحم و خاموش کند ( هائ در آخر کلمه برای مبالغهاست ) : در مجمع شاهان سخنش مسکته گویی است بر عرص. میدان علمش نادره بازی است . ( عثمان مختاری )
که سبب خاموشی و بروز حالت استماع گردد

کلمات مرتبط

  • مسته
  • مسته مرد
  • مستهام
  • مستهان
  • مستهتر
  • مستهجن
  • مستهزی
  • مستهل
  • مستهلک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات