معانی کلمه : مسطوره
لغت نامه دهخدا
مسطورة. [ م َ رَ ] (ع ص ، اِ) تأنیث مسطور. نوشته شده . مکتوب . مرتسمة.
مسطوره . [ م َ رَ / رِ ] (اِ) نمونه ، و ظاهراً آن مأخوذ از لاتینی است . (از یادداشت مرحوم دهخدا).
فرهنگ عمید
نمونۀ کالا که از جایی به جای دیگر فرستاده شود.
فرهنگ معین
(مَ رِ ) [ ع . مسطورة ] (اِ. ) نمونه ، نمونة کالا.
فرهنگ فارسی
نمونه، نمونه کالا که ازجائی بجای دیگرفرستاده شود، درعربی مسطره گویند
( اسم ) مونث مسطور : ۱- نوشته ها . ۲ - نمونه های کالا . توضیح بمعنی اخیر در زبان عربی مسطره بفتح میم و سکون سین است جمع : مسطورات .
نمونه
( اسم ) مونث مسطور : ۱- نوشته ها . ۲ - نمونه های کالا . توضیح بمعنی اخیر در زبان عربی مسطره بفتح میم و سکون سین است جمع : مسطورات .
نمونه
