کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مستمد | کلماتور
معانی کلمه : مستمد
تلفظ بین المللی :
/mostˈamed/
تلفظ :
[most'amed]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
عامل مستعدکننده
فیلم مستند
گسل مستعد
متمدن
مستأدب
مستأدی
مستبد
مستبدانه
مستبدل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مستمد. [ م ُ ت َ م ِدد ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استمداد. یاری خواهنده. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || مرکب برگیرنده از دوات. ( از اقرب الموارد ). رجوع به استمداد شود.
فرهنگ عمید
استمدادکننده، مددخواهنده.
فرهنگ معین
(مُ تَ مِ دّ ) [ ع . ] (اِفا. ) یاری خواهنده ، استمداد کننده .
فرهنگ فارسی
( اسم ) استمداد کننده یاری خواهنده جمع : مستمدین .
کلمات مرتبط
عامل مستعدکننده
فیلم مستند
گسل مستعد
متمدن
مستأدب
مستأدی
مستبد
مستبدانه
مستبدل
نظرات