کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مستعسل | کلماتور
معانی کلمه : مستعسل
تلفظ بین المللی :
/mostˈaʔsel/
تلفظ :
[most'a?sel]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
مسترسل
مستعجل
مستعجله
مستعلی
مستعمل
مستعملین
راستروپوویچ مستیسلاف
مستعلم
تکه پارچه مستعمل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مستعسل. [ م ُ ت َ س ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استعسال. انگبین جوینده. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || زنبور عسل که عسل درست کند. ( اقرب الموارد ). رجوع به استعسال شود.
فرهنگ فارسی
انگبین جوینده
کلمات مرتبط
مسترسل
مستعجل
مستعجله
مستعلی
مستعمل
مستعملین
راستروپوویچ مستیسلاف
مستعلم
تکه پارچه مستعمل
نظرات