مستعجلة. [ م ُ ت َ ج َ ل َ ] (ع ص ، اِ) مستعجلةالطریق ؛ راه نزدیک و راه شهری : أخذت مستعجلة من الطریق . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). و رجوع به مستعجلات شود.
مستعجلة. [ م ُ ت َ ج ِ ل َ ] (ع ص ) مؤنث مستعجل . رجوع به مستعجل و استعجال شود. || (اِ) عروق البیض و آن گیاهی است که زنان را فربه کند. (منتهی الارب ). نزد بعضی بوزیدان است ونزد جمعی سورنجان و انطاک...