کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مزدور-دیوان | کلماتور
معانی کلمه : مزدور دیوان
تلفظ بین المللی :
/mˈozdur dˈivɑn/
تلفظ :
[m'ozduR d'ivAn]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
مزدور
مزدور دیو
ادم مزدور
ادمکش مزدور
تروریست مزدور
فاتحه خوان مزدور
کارگر مزدور
نویسنده مزدور
سرباز مزدور
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مزدور دیوان. [ م ُ رِ دی ْ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) مزدور دیو :
ز دونی و ز نادانی چنین مزدور دیوان شد
و گرنه ارسلان خاص است دین را نفس انسانی.
سنائی.
بسا آسیا کو غریوان بود
چو بینند مزدور دیوان بود.
نظامی.
و رجوع به مزدور دیو در تمام معانی شود.
فرهنگ فارسی
مزدو دیو
کلمات مرتبط
مزدور
مزدور دیو
ادم مزدور
ادمکش مزدور
تروریست مزدور
فاتحه خوان مزدور
کارگر مزدور
نویسنده مزدور
سرباز مزدور
نظرات