مزدور دیو. [ م ُ رِ وْ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) شخص را گویند که کارهای لایعنی کند و در آن نه فایده دنیا و نه نفع آخرت بجهت او باشد و اینچنین شخص را هیزم کش دوزخ نیز گویند. مزدور دیوان. ( آنندراج ) ( برهان ). کسی که کاری کند که او را در آن نه فایده دنیا باشد و نه آخرت. ( از ناظم الاطباء ).- مزدور دیو شدن ، برِ دیو مزدور شدن ؛ عاطل وباطل شدن. بیهوده و بی مصرف شدن. مزدور دیو گشتن : ز تو تنبل و جاد...