مزدور. [ م ُ دَ وِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از مصدر ازدوار. زیارت کننده . (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به ازدوار شود.
۱مزدور ۲کارگر فصلی یا قراردادری برای مزرعه
صفت ≠ بیکار
عمله، فعله، کارگر
اجیر، جیرهخوار، خودفروخته، عامل، مزدبگیر، مواجببگیر
۱. اجیر، جیرهخوار، خودفروخته، عامل، مزدبگیر، مواجببگیر،
۲. عمله، فعله، کارگر ≠ بیکار
۳. سپاهی، سرباز، لشکری