Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مرتدع

تلفظ بین المللی : /mortˈadeʔ/ تلفظ :‌ [moRt'ade?]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • گرم باد مرتفع
  • مبتدع
  • مرادعلی
  • مرتجع
  • مرتجعین
  • مرتد
  • مرتد شدن
  • مرتع
  • مرتع پالان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مرتدع . [ م ُ ت َ دِ ] (ع ص ) بازایستنده از کاری . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع کننده .بازگردنده . (از متن اللغة). نعت فاعلی است از ارتداع به معنی رجوع و بازگشت : بدین مواعظ منزجر نشد و بدین تنبیهات مرتدع نگشت . (جهانگشای جوینی ).

مرتدع . [ م ُ ت َ دِ ] (ع ص ) تیری که بر نشانه رسد و بکفد. (منتهی الارب ). آن تیر که بر نشانه آیدو...

فرهنگ عمید

بازایستنده از کاری.

فرهنگ معین

(مُ تَ دِ ) [ ع . ] (اِفا. ) باز ایستنده از کاری .

فرهنگ فارسی

( اسم ) باز ایستنده از کاری .

کلمات مرتبط

  • گرم باد مرتفع
  • مبتدع
  • مرادعلی
  • مرتجع
  • مرتجعین
  • مرتد
  • مرتد شدن
  • مرتع
  • مرتع پالان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات