معانی کلمه : مدفون
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
چیزی که آن را زیر خاک کرده باشند، دفن شده، زیر خاک شده.
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) دفن شده ، به خاک سپرده شده .
فرهنگ فارسی
دفن شده، زیرخاک شده، چیزی که آنرازیرخاک پنهان کرده باشند
( اسم ) ۱ - آنکه زیر خاک پنهان شده بخاک سپرده : ارسلان حاذب والی طوس که سنگ بست رباط او بنا کرده آنجا مدفون است . جمع : مدفونین . ۲ - گنج زیر خاک نهان شده دفینه .
( اسم ) ۱ - آنکه زیر خاک پنهان شده بخاک سپرده : ارسلان حاذب والی طوس که سنگ بست رباط او بنا کرده آنجا مدفون است . جمع : مدفونین . ۲ - گنج زیر خاک نهان شده دفینه .
مترادف و متضاد
به خاکسپرده، دفنشده، خاک شده
