Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مدارا

تلفظ بین المللی : /modˈɑrɑ/ تلفظ :‌ [mod'ARA]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب
  • مدارا 1
  • مدارا 2
  • مدارا کردن
  • مدارا امیز
  • مدارا پذیر
  • مدارا در خانواده
  • مدارا در خانواده در سیره نبوی
  • مدارا در سیره نبوی
  • مدارا و رفق
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

مدارا. [ م ُ ] ( از ع ، اِمص ) مدارات. رعایت کردن و صلح و آشتی نمودن. ( غیاث اللغات ). رجوع به مداراة و مدارات شود. || سلوک. ملایمت. آرامی. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). آهستگی. نرمی. رفق. مماشات. راه رفتن با. ( یادداشت مؤلف ). تسامح. بردباری. تحمل. ملایمت. رجوع به مدارا کردن شود : مدارا خرد را برادر بودخرد بر سر جان چو افسر بود.فردوسی.کنون چاره با او مداراست بس که تاج بزرگی نماند به کس.فردوسی.رو...

فرهنگ عمید

با کسی نرمی و ملاطفت کردن، به نرمی و حسن خلق با کسی رفتار کردن: مدارا خرد را برادر بُوَد / خرد بر سر دانش افسر بُوَد (فردوسی: ۷/۱۸۰ ).

فرهنگ معین

(مُ ) (اِ. ) همکاری ، همراهی یا همزیستی با دیگران .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) مدارات : مدارا خرد را برادر بود خرد بر سر دانش افسر بود . ( شا. )

دانشنامه عمومی

رواداری، مدارا یا تُلرانس (به انگلیسی: Tolerance)، به «عمل عمدی ای گفته می شود، برای پذیرش یا اجازه دادن به چیزی که شخصاً قبول ندارد. کسی می تواند به شکل معنادار در مورد مدارا (پذیرفتن یا اجازه دادن) صحبت کند، که در موقعیتی باشد که بتواند نپذیرد یا اجازه ندهد.» در جامعهٔ روادار اکثریت به اقلیت اجازهٔ طرح اندیشه و پیشبرد آنرا می دهد. این اصطلاح همچنین در معنای «تحمل و تاب اوردن» یا «پشتیبانی، حمایت...

فرهنگ اسم ها

اسم: مدارا (دختر) (عربی) (تلفظ: modara) (فارسی: مُدارا) (انگلیسی: modara)
معنی: نرمی، لطف، مهربانی

مترادف و متضاد

مهربانی، نرمی

سازش، ملایمت، رفق کردن

اعتدال، تسامح، سعه‌صدر، مماشات، میانه‌روی ≠ قهر

۱. اعتدال، تسامح، سعهصدر، مماشات، میانهروی
۲. سازش، ملایمت، رفق کردن
۳. مهربانی، نرمی ≠ قهر
۴. بردباری، تحمل

forbearance (اسم)خودداری، مدارا، طاقت، تحمل، شکیبایی، امساکreserve (اسم)ذخیره، مدارا، حفاظ، احتیاط، یدکی، اندوخته، پس نهادaffability (اسم)خوشایند، خوش رویی، دلجویی،...

دانشنامه اسلامی

[ویکی اهل البیت] «رفق» به معنای نرمی در گفتار و کردار است و مدارا یعنی ملایم بودن با مردم و خوش برخوردی. معنی این دو واژه به یکدیگر نزدیک است.مدارا، ضرورت زندگی اجتماعیآدمی همه روزه با انسان های متعددی سروکار دارد که هر یک با رفتار و روحیه ای مخصوص زندگی می کنند؛ یکی سالم است، دیگری بیمار، سومی شادمان، چهارمی غمگین و... بهترین نوع برخورد با همگان همان «رفق و مدارا» است که امیرمؤمنان امام علی علیه ...

فرهنگستان زبان و ادب

{coping} [روان شناسی] فرایند مداوم تلاشِ شناختی و رفتاری برای اداره کردن الزام های درونی یا بیرونی که امکانات فرد را هدر می دهند
{tolerance, toleration} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] تحمل اعمال و اعتقادات دیگران علی رغم باور نداشتن آنها متـ . تسامح

کلمات مرتبط

  • مدارا 1
  • مدارا 2
  • مدارا کردن
  • مدارا امیز
  • مدارا پذیر
  • مدارا در خانواده
  • مدارا در خانواده در سیره نبوی
  • مدارا در سیره نبوی
  • مدارا و رفق
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات