Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مخنده

تلفظ بین المللی : /maxnˈadeː/ تلفظ :‌ [maxn'ade:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • دیر مانده
  • رانده و مانده
  • شب مانده
  • عقب مانده
  • باقی مانده
  • قوس دندانی باقی مانده
  • کلر باقی مانده
  • مخده
  • مخنقه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

مخنده . [ م ُ خ ِ دَ / دِ ] (نف ) فرزندی که سخن پدرو مادر نشنود و عاق و عاصی شود. (برهان ) (آنندراج ).غیرمطیع و نافرمانبردار و فرزند عاق شده ٔ پدر و مادر. (ناظم الاطباء). || به معنی چسبنده هم آمده است اعم از ذی حیات و غیرذی حیات . (برهان ) (آنندراج ).چسبنده خواه جاندار باشد یا نباشد. (ناظم الاطباء).

مخنده . [ م َ خ...

فرهنگ عمید

۱. خزنده.
۲. جنبنده.
۳. چسبنده.
۴. رونده از پی کسی.
۵. (اسم ) شپش.

فرهنگ معین

(مَ خَ دَ یا دِ ) (اِفا ) ۱ - جنبنده ، حرکت کننده . ۲ - خزنده . ۳ - هوام . ۴ - شپش .

کلمات مرتبط

  • دیر مانده
  • رانده و مانده
  • شب مانده
  • عقب مانده
  • باقی مانده
  • قوس دندانی باقی مانده
  • کلر باقی مانده
  • مخده
  • مخنقه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات