کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مخرفج
تلفظ بین المللی :
/maxˈarafdʒ/
تلفظ :
[max'aRafdZ]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
مخرفجه
مخرج
مخرج مشترک
مخرف
بهاراتی مخرجی
کوچک ترین مخرج مشترک
مقعد (مخرج)
مجرای مخرج
ام مخرج
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
مخرفج. [ م ُ خ َ ف ِ ] ( ع ص ) فراخ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). واسع. ( محیط المحیط ). فراخ و گشاده و واسع. ( ناظم الاطباء ). عیش مخرفج ؛ عیش فراخ. ( ناظم الاطباء ) ( از ذیل اقرب الموارد ).
کلمات مرتبط
مخرفجه
مخرج
مخرج مشترک
مخرف
بهاراتی مخرجی
کوچک ترین مخرج مشترک
مقعد (مخرج)
مجرای مخرج
ام مخرج
نظرات