مخرف . [ م ِ رَ ] (ع اِ) زنبیل خرد که خرمای تر و نفیس چیده در آن گذارند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). زنبیل میوه . (دهار).
مخرف . [ م ُ رِ ] (ع ص ) گوسفندی که بره زاید در خریف . (ازمنتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). گوسفندی که در خریف می زاید. (ناظم الاطباء). || ناقه که بچه زاید در همان وقت که آبستن شده . (منتهی الار...