کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مجروح-گردانیدن | کلماتور
معانی کلمه : مجروح گردانیدن
تلفظ بین المللی :
/mˈadʒruːh ɡˌardɑnˈidan/
تلفظ :
[m'adZRu:h g,aRdAn'idan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
مجروح گردیدن
مجروح
مجروح جنگی
مجروح دل
مجروح رخسار
مجروح شدن
مجروح کردن
کشته و مجروح
با نعل یا لگد اسب مجروح شدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مجروح گردانیدن. [ م َ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) مجروح کردن : زاهدی... دو نخجیر دید که... به سرو، یکدیگر را مجروح گردانیده... روباهی خون ایشان می خورد. ( کلیله و دمنه ). و رجوع به مجروح کردن شود.
فرهنگ فارسی
مجروح کردن
کلمات مرتبط
مجروح گردیدن
مجروح
مجروح جنگی
مجروح دل
مجروح رخسار
مجروح شدن
مجروح کردن
کشته و مجروح
با نعل یا لگد اسب مجروح شدن
نظرات