کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مجروح-گردیدن | کلماتور
معانی کلمه : مجروح گردیدن
تلفظ بین المللی :
/mˈadʒruːh ɡardˈidan/
تلفظ :
[m'adZRu:h gaRd'idan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
مجروح
مجروح جنگی
مجروح دل
مجروح رخسار
مجروح شدن
مجروح کردن
مجروح گردانیدن
کشته و مجروح
با نعل یا لگد اسب مجروح شدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مجروح گردیدن. [ م َ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) مجروح شدن :
هر که او مجروح گردد یک ره از نیش پلنگ
موش گرد آید بر او، تا کار او زیبا کند.
منوچهری ( دیوان چ دبیرسیاقی چ 1 ص 25 ).
و رجوع به مجروح شدن شود.
فرهنگ فارسی
مجروح شدن
کلمات مرتبط
مجروح
مجروح جنگی
مجروح دل
مجروح رخسار
مجروح شدن
مجروح کردن
مجروح گردانیدن
کشته و مجروح
با نعل یا لگد اسب مجروح شدن
نظرات