کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : متنفض
تلفظ بین المللی :
/mˌotenˈaffez/
تلفظ :
[m,oten'affez]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
متنفذ
متنفر
متنفر شدن
متنفر گردیدن گشتن
منتفض
منفض
ادم متنفذ
متنفر ساختن
متنفر کردن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
متنفض. [ م ُ ت َ ن َف ْ ف ِ ] ( ع ص ) آن که بیندجای را تا بشناسد. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). کسی که می نگرد جایی را تا بشناسد هر چه در وی باشد. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تنفض شود.
کلمات مرتبط
متنفذ
متنفر
متنفر شدن
متنفر گردیدن گشتن
منتفض
منفض
ادم متنفذ
متنفر ساختن
متنفر کردن
نظرات