کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه متمکن-کردن | کلماتور
معانی کلمه : متمکن کردن
تلفظ بین المللی :
/mˌotemˈakken kˈardan/
تلفظ :
[m,otem'akken k'aRdan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
متمدن کردن
متمکن
متمکن شدن
اسم متمکن
ظرفیت ممکن
متمدن
متمرن
متمنن
متمون
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - جای گیر کردن ثابت و مستقر کردن . ۲ - دارای مکنت و مال کردن . ۳ - توانا ساختن .
مترادف و متضاد
۱. دولتمند کردن، متمول کردن
۲. مستقر کردن، جا دادن
۳. توانا ساختن، مقتدر ساختن
کلمات مرتبط
متمدن کردن
متمکن
متمکن شدن
اسم متمکن
ظرفیت ممکن
متمدن
متمرن
متمنن
متمون
نظرات