کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : متقزع
تلفظ بین المللی :
/mˌoteq1ˈazzeʔ/
تلفظ :
[m,oteq1'azze?]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
متقاعد
متقاعد شدن
متقرع
متنزع
متهزع
شخص متقاعد نشدنی
متقاعد سازی
متقاعد نشدنی
متقاعد کردن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
متقزع. [ م ُ ت َ ق َزْ زِ ] ( ع ص ) اسپی که مهیای دویدن شود.( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). اسب آماده دویدن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تقزع شود.
کلمات مرتبط
متقاعد
متقاعد شدن
متقرع
متنزع
متهزع
شخص متقاعد نشدنی
متقاعد سازی
متقاعد نشدنی
متقاعد کردن
نظرات