Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ متقادع

تلفظ بین المللی : /mˌoteq1ˈɑdeʔ/ تلفظ :‌ [m,oteq1'Ade?]
لغت نامه دهخدا
  • ریتم متقاطع
  • انگشت گذاری متقاطع
  • طراحی متقاطع
  • متقارع
  • متقاطع
  • متقاعد
  • متقاعد شدن
  • اتشبار متقاطع
  • جدول کلمات متقاطع
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

متقادع. [ م ُت َ دِ ] ( ع ص ) نیزه زننده یکدیگر را. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). مشغول به نیزه زدن مر یکدیگر را. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تقادع شود.

کلمات مرتبط

  • ریتم متقاطع
  • انگشت گذاری متقاطع
  • طراحی متقاطع
  • متقارع
  • متقاطع
  • متقاعد
  • متقاعد شدن
  • اتشبار متقاطع
  • جدول کلمات متقاطع
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات