Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ متفضل

تلفظ بین المللی : /mˌotefˈazzel/ تلفظ :‌ [m,otef'azzel]
لغت نامه دهخدا
  • متفاضل
  • متفأل
  • متفلسف
  • مفضل
  • مفضله
  • مفضّل
  • مفضل بن عمر جعفی
  • مفضل ضبی ابوالعباس
  • مفضلیات
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

متفضل. [ م ُ ت َ ف َض ْ ض ِ] ( ع ص ) افزون شونده و افزونی نماینده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). افزونی جوینده. ( ناظم الاطباء ). || نکوئی کننده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). آن که تفضل کند. آن که ناواجبی را بخشد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || دعوی فضل کننده بر اقران خویش. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). افزونی جوینده بر اقران. ( نا...

کلمات مرتبط

  • متفاضل
  • متفأل
  • متفلسف
  • مفضل
  • مفضله
  • مفضّل
  • مفضل بن عمر جعفی
  • مفضل ضبی ابوالعباس
  • مفضلیات
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات