کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : متعرش
تلفظ بین المللی :
/matʔˈaraʃ/
تلفظ :
[mat?'aRaS]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
عرب متعربه
غدد مترشح
مترش
مترشح
مترشش
متعربه
متعرس
متعرض
متعرض شدن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
متعرش. [ م ُ ت َع َرْ رِ ] ( ع ص ) پاینده و ثابت ورزنده به جائی. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). پایدار وساکن و مقیم. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تعرش شود.
کلمات مرتبط
عرب متعربه
غدد مترشح
مترش
مترشح
مترشش
متعربه
متعرس
متعرض
متعرض شدن
نظرات