معانی کلمه : متعرض شدن
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - مزاحم شدن . ۲ - متذکر شدن : ... نولری و جانسن ... معنی مشهور آنرا که ( بهروز را ) بهیچوجه متعرض نشده اند .
مترادف و متضاد
اعتراض کردن
انتقاد کردن، به نقدکشیدن
مزاحم شدن، پاپی شدن، ایجاد دردسر کردن
خاطرنشان ساختن، متذکر شدن، یادآوری کردن
۱. خاطرنشان ساختن، متذکر شدن، یادآوری کردن
۲. اعتراض کردن
۳. انتقاد کردن، به نقدکشیدن
۴. مزاحم شدن، پاپی شدن، ایجاد دردسر کردن
