Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ متضجع

تلفظ بین المللی : /mˌotezˈadʒdʒeʔ/ تلفظ :‌ [m,otez'adZdZe?]
لغت نامه دهخدا
  • متضاعف
  • متضرع
  • متفجع
  • مضجع
  • متضاعف شدن
  • متضعف
  • متوجع
  • منضجع
  • برد اﷲ مضجعه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

متضجع.[ م ُ ت َ ض َج ْ ج ِ ] ( ع ص ) فرو ایستنده از کار. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). سست و کاهل و ساکن و نشسته. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تضجع شود.

کلمات مرتبط

  • متضاعف
  • متضرع
  • متفجع
  • مضجع
  • متضاعف شدن
  • متضعف
  • متوجع
  • منضجع
  • برد اﷲ مضجعه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات