کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه متسحج | کلماتور
معنی کلمه : متسحج
تلفظ بین المللی :
/mˌotesˈahhedʒ/
تلفظ :
[m,otes'ahhedZ]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
متحجر
متساجل
متسحن
متحجر شدن
متحجر کردن
متحجر کننده
متحجرانه
متحجی
متسجم
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
متسحج. [ م ُ ت َ س َح ْ ح ِ ] ( ع ص ) بسیار خراشیده شونده و خراشیده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). سخت خراشیده. و پوست کنده شده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تسحج شود.
کلمات مرتبط
متحجر
متساجل
متسحن
متحجر شدن
متحجر کردن
متحجر کننده
متحجرانه
متحجی
متسجم
نظرات