کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه متحجی | کلماتور
معنی کلمه : متحجی
تلفظ بین المللی :
/mathˈadʒi/
تلفظ :
[math'adZi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
علی مذحجی
عمار مذحجی
عماره ٔ مذحجی
متحجر
متحدین
متحری
متحلی
متحلی شدن
متحیر
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
متحجی. [ م ُ ت َ ح َج ج ] ( ع ص ) مقیم شونده به مکان. ( آنندراج ). مقیم و ساکن در جائی. ( ناظم الاطباء ). || قصد کننده چیزی. ( آنندراج ). || حریص و آزمند. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). و رجوع به تحجی شود.
کلمات مرتبط
علی مذحجی
عمار مذحجی
عماره ٔ مذحجی
متحجر
متحدین
متحری
متحلی
متحلی شدن
متحیر
نظرات