کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه متزمل | کلماتور
معانی کلمه : متزمل
تلفظ بین المللی :
/mˌotezˈammel/
تلفظ :
[m,otez'ammel]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
متأمل
متحمل
متحمل شدن
مترمل
متزحل
متزلزل
متزیل
متعمل
متملق
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
متزمل. [ م ُ ت َ زَم ْ م ِ ] ( ع ص ) آن که درپیچیده شود به جامه. ( آنندراج ). کسی که جامه را به خود درپیچیده باشد. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به مزمل شود.
فرهنگ فارسی
پیچیده در جامه
کلمات مرتبط
متأمل
متحمل
متحمل شدن
مترمل
متزحل
متزلزل
متزیل
متعمل
متملق
نظرات