کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مترحم
تلفظ بین المللی :
/matrˈaham/
تلفظ :
[matR'aham]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
متحمل
متحمل شدن
مترجم
مترجم 1
مترجم 2
مترجمی
مترحل
مترسم
مترمل
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
مترحم. [ م ُ ت َ رَح ْ ح ِ ] ( ع ص ) مهربانی نماینده. ( آنندراج ). مهربان و شفیق و بارحم و نرم دل و دلسوز. ( ناظم الاطباء ). || رحمت فرستنده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به ترحم شود.
کلمات مرتبط
متحمل
متحمل شدن
مترجم
مترجم 1
مترجم 2
مترجمی
مترحل
مترسم
مترمل
نظرات