Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : متحکم

تلفظ بین المللی : /mˌotehˈakkem/ تلفظ :‌ [m,oteh'akkem]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • شاگرد محکمه
  • کار محکم کردن
  • متحاکم
  • متحتم
  • متحمل
  • متحمل شدن
  • محکم
  • محکم بستن
  • محکم شدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

متحکم. [ م ُ ت َ ح َک ْ ک ِ ] ( ع ص ) حکم کننده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). پادشاه و حکم کننده. ( ناظم الاطباء ). بی دلیل حکم کننده. کسی که به زور حکم می کند. ( از اقرب الموارد ). || فرمان بردار. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || سوفسطائی. ( مفاتیح العلوم ). || آن که «لاحکم الا ﷲ» گوید. خارجی. حروری. و رجوع به خوارج شود.

فرهنگ عمید

حکم کننده.

کلمات مرتبط

  • شاگرد محکمه
  • کار محکم کردن
  • متحاکم
  • متحتم
  • متحمل
  • متحمل شدن
  • محکم
  • محکم بستن
  • محکم شدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات