کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : متحد گردیدن گشتن
تلفظ بین المللی :
/mottˈahed ɡardˈidan ɡˈaʃtan/
تلفظ :
[mott'ahed gaRd'idan g'aStan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
متحد
متحد الشکل
متحد شدن
متحد القول
متحد المرکز
متحد الکلمه
متحد کردن
متحد ایستاده ایم از این بیشتر چه می توانم بدهم
ایالت های متحد امریکای مرکزی
فرهنگ فارسی
فرهنگ فارسی
( متحد گردیدن گشتن )
( مصدر ) متحد شدن : و چون آتش بدو متحد و متداخل گردد بیاض ضوئ او بر سرخی غالب گردد .
کلمات مرتبط
متحد
متحد الشکل
متحد شدن
متحد القول
متحد المرکز
متحد الکلمه
متحد کردن
متحد ایستاده ایم از این بیشتر چه می توانم بدهم
ایالت های متحد امریکای مرکزی
نظرات