کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه متحات | کلماتور
معنی کلمه : متحات
تلفظ بین المللی :
/mˈathɑt/
تلفظ :
[m'athAt]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
متحاتن
زاج منحاتی
عددهای متحاب
متحاب
متحابه
متحارب
متحاکم
متحتم
متخاتل
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
متحات.[ م ُ ت َحات ت ] ( ع ص ) برگ فروریخته. || پوست بازکنده و خراشیده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تحات و تحاتت شود.
کلمات مرتبط
متحاتن
زاج منحاتی
عددهای متحاب
متحاب
متحابه
متحارب
متحاکم
متحتم
متخاتل
نظرات