کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه متحاب | کلماتور
معانی کلمه : متحاب
تلفظ بین المللی :
/mathˈɑb/
تلفظ :
[math'Ab]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
عددهای متحاب
اعداد متحاب
متحابه
متحابان
متحابتین
متحابط
رهبندی متقابل
رهدهی متقابل
زاویه ٔ متقابل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
متحاب. [ م ُ ت َ حاب ب ] ( ع ص ) یکدیگر را دوست گیرنده. ( آنندراج ). دوست گرفته مر یکدیگر را. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تحاب شود.
فرهنگ معین
(مُ تَ ) [ ع . ] (اِفا. ) یکدیگر را دوست گیرنده ، دوست .
فرهنگ فارسی
یکدیگررادوست دارنده
( اسم ) یکدیگر را دوست گیرنده .
کلمات مرتبط
عددهای متحاب
اعداد متحاب
متحابه
متحابان
متحابتین
متحابط
رهبندی متقابل
رهدهی متقابل
زاویه ٔ متقابل
نظرات