Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : متجنده

تلفظ بین المللی : /matdʒˈande/ تلفظ :‌ [matdZ'ande]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • متجند
  • مجنده
  • متجرده
  • متجننه
  • النحو الوافی مع ربطه بالاسالیب الرفیعه و الحیاه اللغویه المتجدده
  • دیر مانده
  • رانده و مانده
  • امارات متحده عربی
  • شب مانده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

متجنده. [ م ُ ت َ ج َن ْ ن ِ دَ ] ( ع اِ ) لشکریان. سپاهیان. ( فرهنگ فارسی معین ) : بیشتر اهل مملکت از امرا و کبرا و حشم و خدم و متجنده ورعیت موافقت اولوالامر را واجب شمرده... ( المعجم ازفرهنگ فارسی ایضاً ). مقصود آن که متجنده و سپاهیان واصحاب اشغال به قلعه مرغه استیمان کنند. ( جهانگشای جوینی ). و هر کس که بودند از متجنده ، با اقمشه و امتعه بیرون آمدند. ( جهانگشای جوینی ). و شیاطین ملاحده به نصال ...

فرهنگ عمید

سپاهیان، لشکریان.

کلمات مرتبط

  • متجند
  • مجنده
  • متجرده
  • متجننه
  • النحو الوافی مع ربطه بالاسالیب الرفیعه و الحیاه اللغویه المتجدده
  • دیر مانده
  • رانده و مانده
  • امارات متحده عربی
  • شب مانده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات