معانی کلمه : ماست
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فراودۀ لبنی که از مایه زدن شیر گرم و بستن آن در اثر گرم ماندن تولید می شود.
فرهنگ معین
[ سنس . ] (اِ. ) از انواع لبنیات است که با مایه زدن شیر بسته و سفت می شود. ،~ها را کیسه کردن کنایه از: ترسیدن و کنار رفتن یا با احتیاط عمل کردن .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
گویش اصفهانی
تکیه ای: mâs(s)
طاری: mâs
طامه ای: mâs(s)
طرقی: mâs
کشه ای: mâs
نطنزی: mâs
مترادف و متضاد
yoghurt (اسم)
ماست، یوقورت
yogurt (اسم)
ماست، یوقورت
