Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لفجن

تلفظ بین المللی : /lˈafdʒan/ تلفظ :‌ [l'afdZan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • شاخص حجمی لجن
  • عمر لجن
  • فرایند لجن فعال
  • فرایند لجن فعال متعارف
  • فرایند لجن فعال پربار
  • لاک پشت لجنیان
  • لجن
  • لجن آهکی
  • لجن اسیدی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

لفجن. [ ل َ ج ِ ] ( ص نسبی ) دارنده لب سطبر. درشت لفج. کلان لفج :
خداوندم زبانی روی کرده ست
سیاه و لفجن و تاریک و رنجور.
منوچهری.
سر لفجنان را درآرد به بند
خورد چون سر و لفجه گوسفند.
نظامی.
|| لفج. ( برهان ) :
دهان و لفجنش از شاخ شاخی
به گوری تنگ میماند از فراخی.
نظامی.

فرهنگ عمید

کسی که لب بزرگ و ستبر داشته باشد.

فرهنگ معین

(لَ جِ ) (ص . ) لفچن ، کسی که لب بزرگ و ستبر دارد.

کلمات مرتبط

  • شاخص حجمی لجن
  • عمر لجن
  • فرایند لجن فعال
  • فرایند لجن فعال متعارف
  • فرایند لجن فعال پربار
  • لاک پشت لجنیان
  • لجن
  • لجن آهکی
  • لجن اسیدی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات