لجن . [ ل َ ج ِ ] (ع اِ) ریم و چرک . (منتهی الارب ).
لجن . [ ل َ ج َ ] (ع مص ) درآویختن به چیزی . (منتهی الارب ).
لجن . [ ل َ ج َ ](ع اِ) برگ کوفته و با آرد آمیخته . (منتهی الارب ).
مواد جامد نامطلوب که در فرایند جداسازی یا آمایش (treatment) تهنشین میشود
بدنام، فاسد، کثیف، هرزه
کثافت، گل، لای، لجم، لجمه، وحل
۱. کثافت، گل، لای، لجم، لجمه، وحل
۲. بدنام، فاسد، کثیف، هرزه
لژن