Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لزاق

تلفظ بین المللی : /lazˈɑq1/ تلفظ :‌ [laz'Aq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • لزاق الحجر
  • لزاق الذهب
  • لزاق الرخام
  • لزاقت
  • لزاقه
  • لازق
  • لاق
  • لاقاذامونیا
  • لاقس
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

لزاق. [ ل ِ ] ( ع اِ ) آنچه بدان چیزی چسبانند . || ( اِمص ) آرامش با زن. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

آن چه بدان چیزی چسبانند . یا آرامش با زن .

کلمات مرتبط

  • لزاق الحجر
  • لزاق الذهب
  • لزاق الرخام
  • لزاقت
  • لزاقه
  • لازق
  • لاق
  • لاقاذامونیا
  • لاقس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات