Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لت

تلفظ بین المللی : /lˈat/ تلفظ :‌ [l'at]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • لَت
  • لت آب
  • لت انبار
  • لت انبان
  • لت انبانه
  • لت خوار
  • لت خوارگیر
  • لت خوردن
  • لت خورده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

لت . [ ل ُ ] (اِ) برگ خرما. خوص (لغت بلوچ نیک شهر).

لت . [ ل ِت ت ] (اِخ ) مردم لتونی . رجوع به لتونی شود.

لت . [ ل ُ ] (اِ) نوعی ماهی مأکول مخصوص آب شیرین ، از خانواده ٔ گادیده .

لت . [ ل ُ ] (اِ) سخنی باشد که از حد گوینده متجاوز باشد و آن را لاف و گزاف نیز خوانند. (جهانگ...

فرهنگ عمید

۱. لنگۀ دروپنجره.
۲. ورق کاغذ.
۳. [قدیمی] تکه‌و پارۀ چیزی.
⟨ لت‌لت: پاره‌پاره.
⟨ لت‌وپار: [عامیانه] پاره‌پاره؛ تکه‌تکه.

سیلی؛ لطمه.
⟨ لت‌ خوردن: (مصدر لازم)
۱. لطمه ‌خوردن.
۲. سیلی‌ خوردن؛ تپانچه ‌خوردن: ◻︎ در شهوت نفس کافر ببند / وگر عاشقی لت‌ خور و سر ببند (سعدی۱: ۱۶۶).
۳. زیان دیدن و شکست‌ خوردن در کسب‌وکار.

سیلی، لطمه.* لت خورد...

فرهنگ معین

(لَ) (اِ.) سیلی ، چَک .

( ~ .) (اِ.) شکم ، بطن .

( ~ .) (اِ.) 1 - گرز، عمود. 2 - چماق .

( ~ .) 1 - (ص .) تکه و پاره از چیزی . 2 - (اِ.) واحدی برای اندازه گیری پارچه . 3 - یک ورق کاغذ. 4 - لنگه در، مصراع .

( ~ . ) ۱ - (ص . ) تکه و پاره از چیزی . ۲ - (اِ. ) واحدی برای اندازه گیری پارچه . ۳ - یک ورق کاغذ. ۴ - لنگه در، مصراع . ( ~ . ) (اِ. ) ۱ - گرز، عمود. ۲ - چماق . (لَ ) (اِ....

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- گرز عمود . ۲- چماق .
مردم لتونی

دانشنامه عمومی

لَتَ:(lata) در گویش گنابادی یعنی لات ، بی سر و پا ، آسمان جُلْ || لِتَّ:(letta) در گویش گنابادی یعنی پارچه

لت (رود). لت رودی است به گارون می ریزد. این رود از کشور فرانسه می گذرد.
wiki: لت (رود)

گویش مازنی

چماق

۱خرد و خمیر – له – مضمحل ۲هم زدن

۱مسیر خط سیر ۲آنچه که در مایعات ته نشین شود – رسوب

۱لنگه ی در چوبی – دریچه ی در کوچک – واحد شمارش در یا پنجره ...

۱تخته یا چوبی که از آن برای صاف کردن زمین استفاده کنند ۲تخته ...

/let/ خرد و خمیر – له – مضمحل - هم زدن & لنگه ی در چوبی – دریچه ی در کوچک – واحد شمارش در یا پنجره - تخته ی مرده شوی خانه ۳در پوش & تخته یا چوبی که ...

مترادف و متضاد

چماق

بطن، شکم

عمود، گرز

انبار، انبان

چک، خدشه، سیلی، ضربه

پاره، تکه، قطعه، لخت

مصراع، مصرع، نیم‌بیت

۱. چک، خدشه، سیلی، ضربه
۲. پاره، تکه، قطعه، لخت
۳. مصراع، مصرع، نیمبیت
۴. چماق
۵. عمود، گرز
۶. انبار، انبان
۷. بطن، شکم

sheet (اسم)پهنه، ملافه، تخته، ورق، صفحه، ورقه، فلز ورق، لت...

واژه نامه بختیاریکا

( لَت ) سیاه چادر

فرهنگستان زبان و ادب

{pad} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] صفحه ای لوح مانند که معمولاً به عنوان زیردستی یا محلی ویژه برای انجام کارهایی همچون اشاره کردن و هدایت کردن و طراحی در رایانه به کار می رود
{section} [موسیقی] قسمتی از ساختار یک قطعه که از چند جمله تشکیل شده است

کلمات مرتبط

  • لَت
  • لت آب
  • لت انبار
  • لت انبان
  • لت انبانه
  • لت خوار
  • لت خوارگیر
  • لت خوردن
  • لت خورده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات