Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لب پریده

تلفظ بین المللی : /lˈab parˈideː/ تلفظ :‌ [l'ab paR'ide:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • لب پریده شدن
  • لب پریدگی
  • لب بریده
  • لب
  • لب آماس
  • لب اشکن
  • لب التواریخ
  • لب بدندان گزیدن
  • لب بر لب نهادن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

لب پریده. [ ل َ پ َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) ( در کاسه و بشقاب و کوزه و جز آن ) کمی از دهانه آن شکسته.

فرهنگ فارسی

کمی از لبه ( کاسه بشقاب و جز آن ) شکسته .

کلمات مرتبط

  • لب پریده شدن
  • لب پریدگی
  • لب بریده
  • لب
  • لب آماس
  • لب اشکن
  • لب التواریخ
  • لب بدندان گزیدن
  • لب بر لب نهادن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات