کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : قوت لایموت
تلفظ بین المللی :
/q1ˈovvat lˈɑjmuːt/
تلفظ :
[q1'ovvat l'Ajmu:t]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
قوتلایموت
قوت
قُوَّت
قوت داشتن
قوت غالب
قوت کردن
قوت گرفتن
قوت یافتن
قوت دادن
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
( اسم ) غذایی که فقط برای ادامه زندگی کفایت کند غذای بخور و نمیر .
مترادف و متضاد
توشه، زاد
aliment
(اسم)
رزق، غذا، قوت لایموت
کلمات مرتبط
قوتلایموت
قوت
قُوَّت
قوت داشتن
قوت غالب
قوت کردن
قوت گرفتن
قوت یافتن
قوت دادن
نظرات