معانی کلمه : قطع عضو
دانشنامه آزاد فارسی
قَطعِ عُضو (amputation)
قَطعِ عُضو
ازدست رفتن بخشی از یک عضو، همۀ آن، یا دیگر ضمایم بدن، طی عمل جراحی یا در سانحه.
قَطعِ عُضو
ازدست رفتن بخشی از یک عضو، همۀ آن، یا دیگر ضمایم بدن، طی عمل جراحی یا در سانحه.
wikijoo: قطع_عضو
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
mutilation (اسم)
تحریف، نقص، قطع عضو، معیوب سازی
