Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قزحه

تلفظ بین المللی : /q1ozˈaheː/ تلفظ :‌ [q1oz'ahe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • قاحه
  • قرحه
  • قزح
  • قزه
  • قزیه
  • قشور القرحه
  • قمحه
  • قوس قزح
  • ایجاد زخم یا قرحه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

قزحة. [ ق ُ ح َ ] (ع اِ) رنگارنگ از طرق و خطوط و جز آن . (منتهی الارب ). الطریقة من الوان قوس قزح . (اقرب الموارد) (المنجد). ج ، قُزَح . (اقرب الموارد).

( قزحة ) قزحة. [ ق ُ ح َ ] ( ع اِ ) رنگارنگ از طرق و خطوط و جز آن. ( منتهی الارب ). الطریقة من الوان قوس قزح. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). ج ، قُزَح. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

رنگارنگ از طرق و خطوط و جز آن جمع قزح .

کلمات مرتبط

  • قاحه
  • قرحه
  • قزح
  • قزه
  • قزیه
  • قشور القرحه
  • قمحه
  • قوس قزح
  • ایجاد زخم یا قرحه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات